امروز :
دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶

header2 Venus

حسن فتاحی ثانی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • نام پدر: محمد
  • محل شهادت: هویزه
  • سال تولد: 1333
  • محل تولد: سبزوار
  • سمت: دانشجو
  • دانشکده: علوم پایه
  • مزار: گلزار شهداي گمنام هويزه
  • رشته: فیزیک

 

زندگي نامه دانشجوى شهيد حسن فتاحى ثانى

 

شهيد حسن فتاحى در پاييز سال 1333 در شهر سبزوار به دنيا آمد. دوران تحصيلش را در زادگاهش گذراند. در دوره دبيرستان با مسائل سياسى آشنا گرديد و در محافل و مجالس مذهبى به ارزشهاى سازنده اسلامى پى برد. در سال 1354 به دانشكده علوم دانشگاه فردوسى مشهد راه يافت. انگيزه ورود ايشان به دانشگاه دستيابى به يك مركز علمى و فرهنگى با امكاناتى نامحدود بود كه مى‏توانست پيام و رسالت خود را ابلاغ و دنبال نمايد در جهت اهداف مقدس حركت كند. بعد از مدتى رفتار غير مسؤولانه كسانى كه تنها عاشق مدرك بودند او را سخت آزرد. وى معتقد بود كه جدايى دين از علم به همان اندازه خطرناك است كه جدايى دين از سياست. با شروع جنبش دانشجويى در آن شركت فعال داشت و تمام هم و غم خود را معطوف به فعاليتهاى انقلابى كرد.

 با رشد جريان انقلابى به رهبرى امام در تمامى حركات و جريانات سهيم بود و با موج توفنده مردم به ساحل نجات انقلاب اسلامى رسيد. در روزهاى انقلاب سر از پا نمى‏شناخت، تا توان داشت كار مى‏كرد و مى‏خواست موثر باشد. شكل و نوع عملش مطرح نبود و مى‏خواست رضايت خدا و امام را جلب نمايد. به مسأله ولايت و اطاعت از ولى امر اهميتى عجيب قائل بود. عشق و محبت حضرت امام در خونش عجين بود و دائماً گوش به فرمان بود تا در اطاعت كوتاهى ننمايد، چون سهل انگارى و مسامحه در اجراى اوامر امام را گناهى بزرگ و نابخشودنى مى‏دانست و به همه توصيه مى‏كرد: «حال كه اسلام حاكم شد و به لطف خدا، سلطه طاغوت و شيطان از بين رفت، نبايد غفلت بكنيم». شهيد به مسأله ولايت و اطاعت از ولى امر اهميتى عجيب قائل بود و دائماً گوش به فرمان بود تا در اطاعت قصور ننمايد. شهيد به همه توصيه مى‏كرد:

«حال كه اسلام حاكم شد و به لطف خدا، سلطه طاغوت و شيطان از بين رفت، نبايد غفلت بكنيم. بايد از جان بكوشيم. وظيفه ماست كه با پشتكار بيشترى در ساختن اين كشور طاغوت زده وارد عمل شويم. اين فرصت را نبايد از دست بدهيم. اين انقلاب بايد در تمامى ابعاد، ارزشهاى خود را نشان دهد و ارزشهاى منحط و خرابيها را زائل نمايد.

 او در تبليغ رسالت و ارزشهاى انقلاب اسلامى لحظه‏اى غفلت نمى‏كرد. مى‏خواست اذهان مه آلود و انديشه‏هاى كج به خود بيايند و در مسير حق حركت نمايند. در غير اين صورت تند باد و طوفان انقلاب آنها را همانند بسيارى به زباله دان تاريخ خواهد انداخت به اين تكيه كلامش مى‏توانيم اشاره كنيم كه : «اين انقلاب علاوه بر اسلامى بودن، انقلابى است كه ريشه تاريخى دارد و به علاوه يك انقلاب فرهنگى نيز هست، در نتيجه تفكرات انحرافى و غير خط امام را از صحنه خارج مى‏كند».

 با فرمان امام مبنى بر تشكيل جهاد سازندگى با مشاركت فعالانه و دلسوزانه جوانان مؤمن و پرشور و علاقه‏مند به اسلام و انقلاب شهيد حسين فتاحى كه درد و محروميت روستاييان را از نزديك لمس كرده بود، جذب اين نهاد مقدس گرديد و مشتاقانه به خدمت مظلومين جامعه همت گماشت. او جهاد را نهايت آرزوى خدمتگزارى خود مى‏ديد.

 حسين در آن روزها خود را فراموش كرد، با آن معصومان و مهربانان زيستن نو را آغاز نموده خرداد سال 59 كه چادر اردوى جهادسازندگى را در «دو چاهى»  برافراشتند، دو چاهى (كه محرومترين و در جنوبى‏ترين روستاى سبزوار و در وسط كوير بود) با تلاش و از خود گذشتگى بى‏نظير اين شهيد و افراد ديگر از جمله شهيد محمد فاضل تا حدودى رنگ و روى آبادانى را به خود ديد و هنوز هم بعد از سالها مردم روستاى دو چاهى نام و ياد آنان را به نيكى مى‏برند.

 دعاها و زمزمه‏هاى عطرآگين شبانه شهيدان در سنگرها و محرابهاى ويران شده «سوسنگرد» در زير خمپاره‏هاى مزدوران بعثى همچنان در بهشت خوزستان طنين انداز است و جاويدان، او كه هميشه به دنبال معشوق مى‏گشت تنها آرزويش رستن و پركشيدن با هدف از اين جهان خاكى بود و مى‏خواست عملى انجام دهد كه رضايت خدا را برآورد روز شانزدهم ديماه 1359 در كربلاى هويزه، نور خدايى «الله ولى الذين آمنوا يخرجونهم من الظلمات الى النور» به قلبش تابيد.

 

 

 

خواندن 71 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 24 خرداد 1394 ساعت 12:55
  • ارسال خاطره
  • دانلود پیوست‌ها

ارسال خاطره

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.