امروز :
دوشنبه, ۰۳ مهر ۱۳۹۶

header2 Venus

توجه
  • Simple Image Gallery Notice: Joomla!'s /cache folder is not writable. Please correct this folder's permissions, clear your site's cache and retry.
  • Simple Image Gallery Pro Notice: Joomla!'s /cache folder is not writable. Please correct this folder's permissions, clear your site's cache and retry.

سيد حميدرضا فراشباشي‌آ ستانه‌

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • نام پدر: سید هاشم
  • محل شهادت: مهران (عمليات كربلاى 1)
  • سال تولد: 1346
  • محل تولد: مشهد
  • تاهل: مجرد
  • سمت: دانشجو
  • دانشکده: مهندسی
  • مزار: مشهد حرم مطهر امام رضا(ع)
  • رشته: مهندسی مکانیک

زندگي نامه دانشجوی شهيد سيد حميدرضا فراشباشي‌آستانه‌

 

شهيد سيد حميدرضا فراشباشى آستانه‌ در سال 1346 در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش با كمال سعى و تلاش به پرورش و تربيت او همت گماشت و در سن پنج سالگى او را با مسائل دينى و اصول و فروع دين اسلام و فراگيرى حمد و سوره و نماز واحكام آشنا ساخت. او در سال 1351 در دبيرستان دينى حسينيه مرحوم عابدزاده مشغول به تحصيل شد و ضمن درس خواندن به طور مرتب با مسجد جوادالائمه در ارتباط بود و فعاليت زيادى در انجمن تعليمات اسلامى زير نظر مرحوم شهيد تدين داشت. بعد از فارغ التحصيلى، خود را براى كنكور سراسرى آماده كرد و در دانشگاه اميركبير تهران در رشته حرارت و سيالات قبول و ترم اول رادر دانشكده مهندسى آن دانشگاه مشغول به تحصيل شد. از آن جايى كه به پدر و مادرش علاقه زيادى داشت اقدام به انتقال خود به مشهد نمود.

 شهيد سيد حميدرضا عشق و علاقه زيادى از خود براى رفتن به جبهه نشان مى‏داد به طورى كه بين سال هاى 61 و 62 و 63 پس از تعطيلى هنرستان، تمام ايام تعطيلات رادر مناطق عملياتى گذراند. از آنجايى كه خانواده او تصور مى‏كردند كه وجود او در سنگر دانشگاه، كارسازتر خواهد بود، از او مى‏خواهند تا از رفتن به جبهه منصرف شود. اما شهيد مي گوید: «چون امر امام است و اكنون جبهه‏ها به وجود يكايك ما احتياج دارد، رفتن من ضرورى است». لذا در تاريخ 17/02/1365 مجدداً عازم جبهه شد و در عمليات كربلاى 1 در تيپ 21 امام رضا(ع) واحدِ ادوات با مسئولیت ديده‏بانى شروع به انجام وظيفه كرد و بالاخره در تاريخ 13/04/1365 در جبهه مهران به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

 شهيد بسيار رئوف، مهربان، متين و با ادب بود و كم صحبت مى‏كرد و علاقه زيادى به مطالعه و نوشتن داشت. هميشه با وضو بود و شب ها قبل از خوابيدن مجدداً وضو مى‏گرفت و چند آيه از قرآن تلاوت مى‏كرد و اينگونه بود كه لياقت ديدار دوست را نصيب خود ساخت.

 

خواندن 108 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 08 ارديبهشت 1394 ساعت 11:57
  • گالری تصویر
  • ارسال خاطره
  • دانلود پیوست‌ها
{gallery}218{/gallery}

ارسال خاطره

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.