توجه: اطلاعات موجود در این سایت صرفا جنبه آرشیو دارد

حميد رضا بهمني نژاد
امروز :
یکشنبه, ۱۰ مهر ۱۴۰۱

header2 Venus

حميد رضا بهمني نژاد

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • نام پدر: فرج الله
  • محل شهادت: حاج عمران
  • سال تولد: 1344
  • محل تولد: تهران
  • سمت: دانشجو
  • دانشکده: مهندسی
  • رشته: مهندسی الکترونیک

زندگي نامه دانشجوى شهيد حميدرضا بهمنى نژاد

 

 شهيد حميدرضا بهمنى نژاد خرداد ماه سال 1344، در خانواده‏اى متوسط از نظر مادى و غنى از جهت ايمان و خداپرستى به دنيا آمد. او با صفات و اخلاق پسنديده تربيت شده بود. با طى شدن دوران كودكى وارد مدرسه شد و سال هاى تحصيل را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت. از نوجوانى به نماز و روزه اهتمام مى‏ورزيد و از معاصى گريزان بود. هنگامى كه پرتوهاى درخشان انقلاب اسلامى ايران قلوب مردم ستمديده را روشن مى‏ساخت، حميدرضا در سال سوم راهنمايى بود و در تظاهرات و راهپيمايي هاى بزرگ مردمى از جمله در تاسوعا و عاشوراى سال 57 شركت كرد. در هنگام پيروزى انقلاب حميد رضا جوانى برومند شده بود و ديپلم خود را در رشته رياضى گرفته بود. در همان سال اول در دانشگاه مشهد در رشته برق پذيرفته شد. پس از شروع جنگ تحميلى داوطلبانه به جبهه رفت.

با وجود مشكلات فراوان و انبوه درس ها و گرمى تابستان، پنج روز هفته را روزه مى‏گرفت و در انجام ديگر واجبات و مستحبات كوشا بود. دومين بارى كه حميدرضا به جبهه اعزام شد از جوار مرقد مطهر حضرت رضا(ع) و به همراه دانشجويان دانشگاه بود. بار ديگر در پاييز سال 64 و در حالى كه اولين كاروان بزرگ كربلا از خراسان عازم جبهه مى‏شد در آن كاروان حضور داشت و مصاحبه‏اى كه خبرنگاران با ايشان در آن روز داشتند نيز همان شب از تلويزيون پخش شد. پس از اعزام و استقرار در پادگان شهيد بروجردى تيپ ويژه شهدا، حميد رضا اولين داوطلب حضور در گردان تخريب شد. او پس از طى دو ماه آموزش هاى مشكل مسؤوليت خنثى نمودن مين و كاشتن آن را به عهده گرفت. پس از اين دوره به مرخصى آمد و در اواخر ترم تحصيلى دانشگاه، موفق به گذراندن هشت واحد درسى آن ترم شد و پس از امتحانات مجدداً به تيپ ويژه شهدا بازگشت و به علت احتمال انجام عمليات به همراه يك اكيپ شناسايى به خط مقدم اعزام شد. شهيد حميد رضا جهاد در راه خداوند را اولين دستور كار خود قرار داد. وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا ادامه تحصيل نمى‏دهى تا به عنوان فردى تحصيل كرده، متعهد و حزب الهى به مردم خدمت كنى، مى‏گويد: «شايد با مهندس شدنم باعث ارشاد كسى نشوم ولى مى‏دانم با جبهه رفتنم باعث ارشاد ديگران مى‏شوم و شايد با شهادتم سبب بيدارى حداقل عده‏اى بشوم.» به اين ترتيب و با اين انگيزه قوى پس از چندى در يك عمليات مشكل، مسئول دسته مى‏شود و ميادين مين را باز و معبر خواسته شده را ايجاد مى‏كند. بعد از عمليات به مرخصى مى‏آيد و به جبران عقب ماندگى درسى مى‏پردازد؛ در اين حين از طرف فرمانده تيپ از او درخواست مى‏شود كه دوباره به جبهه برود و او نيز اجابت مى‏كند.

بعد از عملیات درسش را ادامه داد و در كنار انجام ساير امور، امتحانات همان سال را با موفقيت به اتمام رساند و بالاخره براى آخرين مرتبه كه روانه جبهه شد و مأمور شد تا يكى از معبرها را باز كند، در حال خنثى كردن مين بود كه با انفجار آن، دعوت حق را لبيك گفت.

 

خواندن 159 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 16 فروردين 1394 ساعت 13:35
  • ارسال خاطره

ارسال خاطره

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.